مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

کد خبر: ۱۰۶۴۴۷
تاریخ انتشار: 28 اسفند 1395 - 10:31
  • ارسال
    چاپ
    سال 95 رو به اتمام است و سال 96 از راه می رسد. علیرضا منصوریان در این روزهای پایانی سال، حرف هایی درباره سالی که تمام شد می زند. او در مصاحبه ای متفاوت از آرزوی بزرگش در سال 96 می گوید.

    بهترین خاطره سال 95؟
    بهترین خاطره سال 95... اتفاقاتی بوده که من را خوشحال کرده باشد. قطعا بهترینش رسیدن به آرزوی سرمربیگری استقلال بود.

    به خاطر همین می گفتید از استقلال نمی روید؟
    من از بچگی آرزو داشتم به استقلال برسم. چند سال برای این تیم بازی کردم و بعد از آن آرزو کردم سرمربی استقلال شوم. سال ها منتظر ماندم تا این رویا تبدیل به واقعیت شود. حالا وقتی به این رویا رسیده ام باید به سادگی از آن بگذرم؟ شما جای من بودید چکار می کردید؟ من فقط یاد گرفتم تلاش کنم تا بتوانم همه را متقاعد کنم که می توانم تیم را موفق کنم.

    بردن دربی چطور؟ بین خاطره های خوبتان هست؟
    قطعا همینطور است. چند خاطره خوب از سال 95 دارم که یکی همین برد دربی است. برد السد هم برایمان خاطره خوبی بود. اگر بازی را می باختیم، به آسیا نمی رسیدیم. خیلی ها می گفتند بازی مرگ و زندگی من هم هست. به خاطر همین اهمیت زیادی داشت.

    شب دربی چند نفر با شما تماس گرفتند و پیغام دادند؟
    دقیقش را می خواهید؟ باید ریز مکالمه ها و پیامک ها را بگیرم. (خنده) خب خیلی ها زنگ زدند و پیغام دادند. از دوستان سینمایی بگیرید تا پیشکسوت ها و دوستان و هواداران. اقوام هم زنگ زدند، حتی آنها که پرسپولیسی هستند.

    برادرتان هم که پرسپولیسی است.
    بله، محمد رضا پرسپولیسی است.

    اینکه می گفتند یک بار رفته بودید سر تمرین پرسپولیس تست بدهید درست بود؟
    نه به هیچ وجه درست نبود. می گفتند رضا شاهرودی من را برده تا تست بدهم و آنها من را نپذیرفته اند. این خبرها همه اشتباه است. من از اول استقلالی بودم.

    این ماجرای تماس قلعه نویی با خانه شما برای رفتن به استقلال چه بود؟
    داستان دارد. آن روز من با یکی از بچه محل هایمان در خانه بود. تلفن زنگ خورد. رفیقم گوشی را برداشت. به من گفت یکی زنگ زده می گوید امیر قلعه نویی است و تو را می خواهد. اول فکر کردم سرکاری است. بچه محل ها قدیم از این کارها می کردند. وقتی گوشی را گرفتم دیدم نه بابا، خود قلعه نویی است. او گفت به استقلال بیا و من هم به استقلال رفتم.

    بدترین خاطره سال 95 چه بود؟
    خب خاطره بد ما مرگ مرحوم پورحیدری بود. منصورخان عزیز مابود و حیف شد از بین مان رفت. خدا رحمتش کند. در کشور هم چند اتفاق تلخ از جمله پلاسکو، سیل در بعضی شهرها از جمله سیستان بلوچستان، ریزش بهمن و مرگ یکسری هموطن در جاده فیروزکوه رخ داد. امیدوارم سال 96 خوش یمن باشد و دیگر هموطنان عزیزمان را از دست ندهیم.

    سال 96 در راه است. بزرگترین هدف شما در این سال چیست؟
    بزرگترین هدف ما ساختن یک استقلال قدرتمندتر است.

    و هدف این استقلال؟
    قهرمانی در آسیا یکی از هدف های اصلی ماست. البته می دانیم سخت است ولی غیر ممکن نیست.
    آخرین اخبار
    نظرات حاوی توهین منتشر نخواهند شد .
    نام:
    ایمیل:
    * نظر: