مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

کد خبر: ۱۱۰۹۵۱
تاریخ انتشار: 06 تير 1396 - 15:15
  • ارسال
    چاپ
    آنچه باید درباره دانلود سریال پسر بدانید؛ وسترن جذابی که حول محور مردی خشن و سالخورده می گردد که در روز استقلال تگزاس به دنیا آمده است.
    آنچه باید درباره دانلود سریال پسر بدانید؛ وسترن جذابی که حول محور مردی خشن و سالخورده می گردد که در روز استقلال تگزاس به دنیا آمده است.

    روز استقلال تجاس

    رامبد خانلری: بیلی کریستال در مورد پیرس برازنان گفته بود: «برازنان خوش تیپ تر از آن است که جیمز باند باشد.» پیرس برازنان این قدر خوش پوش و خوش تیپ است که مدام تحت تاثیر خوش لباسی او باقی می مانیم و هیچ وقت نمی فهمیم که هنرپیشه خوبی هست یا نه. در مورد ریچارد گر همیشه این فرصت وجود دارد که بفهمیم هنرپیشه خوبی نیست، اما در مورد برازنان این طور نیست. نتیجه این که بسیاری از نقش ها زیر شنل خوش پوشی باقی می مانند. او چند تا از بدترین جیمز باندهای دنیا را بازی کرده است؛ اما خیلی ها همیشه جیمز باند را با قیافه او تصور می کنند.
     
     اولین پسر تگزاس

    برازنان بعد از سال ها با سریال «پسر» به دنیای تلویزیون برگشته است. آخرین بار در فاصله سال های 1982 تا 1987در سریال «آقای رمینگتون استیل» برای شبکه ان بی سی ایفای نقش کرد. البته بعد از این سریال در دو مینی سریال «خانه اشرافی» و «دور دنیا در هشتاد روز» بازی کرد و همانطور که می شود حدس زد، از برازنان آقای بیلی فاگ برازنده ای درآمد. او در این فاصله در سریال انیمیشنی «سیمپسون ها» هم به عنوان صداپیشه مهمان شرکت کرد، اما سریال پسر جدی ترین حضور سریالی او محسوب می شود؛ سریالی ده قسمتی که براساس رمانی به همین نام نوشته فرانک میر، توسط شبکه ای ام سی تولید شده و تا به حال شش قسمت از آن پخش شده است.

    پیش از این قرار بود سم نیل نقش برازنان را بازی کند؛ نقش کسی که در کودکی دزدیده شده و در قبیله کومانچی بزرگ شده است. کومانچی قبیله ای سرخپوست دشتی است که قلمرو تاریخی آنان به نام کومانچریا شامل ایالات امروزی نیومکزیکو، جنوب کلرادو، جنوب غربی کانزاس، غرب اوکلاهاما و قسمت اعظم شمال غربی تگزاس می شود. دولت فدرال امریکا کومانچی ها را رسما با نام ملت کومانچی (Comanche Nation) به رسمیت شناخته است. مرکز ملیت کومانچی در شهر لاوتون در ایالت اوکلاهاما واقع است.

    در نتیجه این شخصیت همان نگاه خشونت آمیز کومانچی را در تجارت هایش اعمال می کند. او نام مستعار اولین پسر تگزاس را دارد، چرا که در همان روزی به دنیا آمده که تگزاس به عنوان یک جمهوری مستقل به رسمیت شناخته شده و استان تجاس در نبرد مکزیک استقلالش را تحت عنوان رسمی تگزاس به دست آورده است. او یادگار غرب وحشی است و حالا نگران آینده نامعلوم تگزاس و نگهداری از میراث نیاکانش است؛ حالا یعنی زمانی که او به عنوان رییس خانواده مک کلو صاحب یک امپراتوری نفتی است.

    سازنده این سریال کوین مورفی است که پیش از این سریال هایی همچون کپریکا و دعوت به جنگ را برای شبکه سای فای ساخته بود. اگر از آن هایی هستید که به انتظار کامل شدن سریال می نشینند و سریال را مانند یک فیلم سینمایی ده ساعته تماشا می کنند که باید چهار هفته دیگر صبر کنید تا به تماشای این سریال بنشینید، اما اگر توان هفته به هفته انتظار کشیدن برای تماشای سریال را دارید، تماشای سریال پسر را به شما توصیه می کنیم.

    سریال خوش ساخت و جذاب و پرکششی است. داستان جذاب و گیرایی دارد که شما را به دنبال خودش می کشد. شکل روایت داستان هم جالب است و بر جذابیت قصه اضافه می کند. شخصیت ها هم باورپذیر و دلنشین هستند و در کل سریال شخصیت پردازی قابل قبولی دارد. جناب برازنان هم که یکی از شخصیت ها را به خوبی مال خودش کرده است. می توانید شش قسمت قبلی را تماشا کنید و از این هفته به تماشای قسمت های بعدی بنشینید.

    در این مطلب یک سریال داغ داغ معرفی کردیم. اگر نظرتان این است که معرفی سریال هایی به این جدیدی خوب است، به ما بگویید، اگر هم نظرتان این است که خوب نیست، باز هم به ما بگویید.
     
    اولین پسر تگزاس

    گوش برهای تگزاس جنوبی

    روناک حسینی: سرخپوست ها پسربچه ای را می دزدند و بین خودشان بزرگش می کنند. پسر در بزرگسالی یک امپراتوری کوچک نفتی برای خودش دست و پا می کند و در کهنسالی ناچار است نتیجه سالیان عمرش را با چنگ و دندان حفظ کند. حتی اگر لازم باشد مهاجمان همسایه را بکشد یا گوش داماد رفیقش را ببرد. زیاد دیده ایم فیلم هایی که داستانشان در گذشته نه چندان دور امریکا می گذرند؛ داستان هایی که یا درباره ظلم به برده های سیاهپوست است یا احقاق حق آن ها. داستان هایی که درباره حمله قبایل سرخپوست است یا حمله سربازان امریکایی به قبیله ها و غارت کردنشان.

    تاریخ می گوید امریکا برای امریکایی های امروزی با خشم و خون به دست آمد. دست کم تاریخی که سینما روایت می کند همین است.

    اگر حوصله تماشای یک سریال خیلی امریکایی را دارید، می توانید سریال «پسر» را تماشا کنید. ببینید پیرمرد چطور از حاصل سال های زندگی اش دفاع می کند و سرانجام چه اتفاقی برای تگزاس می افتد.

    الای مک کلو، شخصیت اصلی این سریال، در روزی به دنیا آمده که تگزاس رسما جمهوری شده است و به همین خاطر هم به او پسر تگزاس می گویند. داستان سریال در آغاز قرن بیستم می گذرد. همان زمانی که زن ها لباس های بلند و پف دار می پوشیدند و مزرعه دارهای ثروتمند، کارگران سیاهپوست داشتند و موسیقی جاز، یک سبک تازه وارد تلقی می شد. و البته همان زمانی که دنیا کم کم اهمیت نفت را فهمید. در این سریال، با داستان غریب و پیچیده ای رو به رو نیستیم.

    ممکن است روند داستان را برای سر در آوردن از رازهای شخصیت های سریال دنبال کنیم یا شاید از لباس ها و وسایل و سر و شکل خانه های آغاز قرن بیستم در تگزاس خوشمان بیاید. شاید هم دوست داشته باشیم یک بار دیگر تاریخ امریکا و مبارزه ها را مرور کنیم یا ببینیم بالاخره دشمنی مکزیکی ها و امریکایی ها سر چیست.
     
    اما در هر حال، فکر می کنم اگر این سریال را تماشا نکنیم، چیزی از دست نداده ایم. دست کم در قسمت های آغازین که این طور نشان می دهد. اگر خواب بتواند بر وسوسه دیدن یک قسمت دیگر از سریال غلبه کند؛ یعنی داستان زیاد هم آدم را جذب نکرده است. اگر موقع دیدن یک قسمت ترجیح بدهید که سرتان را روی بالش بچرخانید و پتو را تا نوک دماغتان بالا بکشید و بخوابید، داستان تقریبا اصلا جذبتان نکرده است.

    البته ممکن است خواب رفتن آدم موقع تماشای سریال دلیل دیگری داشته باشد. ممکن است موقع تماشای یک سریال جذاب از شدت خستگی خوابمان ببرد. با این وجود در مورد این سریال تقریبا مطمئنم که خستگی در ترجیح خواب به تماشای ادامه سریال تاثیر چندانی ندارد.
     
    اولین پسر تگزاس

    تکثیر نفرت

    المیرا حسینی: برای این که درباره سریال «پسر» قضاوت کنیم، زود است؛ خیلی زود. هنوز سریال پا نگرفته و تا این لحظه که دارم این یادداشت را می نویسم، پنج، شش قسمتش پخش شده و به دست سریال بین ها رسیده است. پس ممکن است در این یادداشت چیزهایی بخوانید که بعدتر خلافش ثابت شود.

    آنچه تا این جای کار از سریال وسترن پسر دیده ام، به طرز عجیبی من را با نفرت نسل ها و خشم های فروخورده و بروز داده شده مواجه کرده است.

    داستان درباره پسری است به نام الای که در نوجوانی اش سرخپوست ها به خانواده اش حمله می کنند و چیزی از خانواده باقی نمی ماند. سرخپوست ها او را به اسیری می برند، اما راه و روش سرخپوست ها متفاوت است و با اسیران طور دیگری تا می کنند. شیوه آن ها از پسرک مغرور، اما بی دست و پا چیز دیگری خواهدساخت.
     
    همزمان با اتفاقاتی که برای الای نوجوان می افتد؟ الای سالخورده را در سال 1015 می بینیم؛ مردی که در جنوب تگزاس زندگی می کند، جانش بسته به زمین هایش است و اعتقاد دارد زیر این زمین ها طلای سیاه خوابیده و می خواهد هر طور شده نفت را استخراج کند و به ثروت هنگفت برسد، اما سرمایه ای ندارد و راضی کردن سرمایه داران برای این که روی این منطقه سرمایه گذاری کنند، به دلیل آشوب هایی که مکزیکی ها به پا می کنند و اعتقاد دارند تگزاس جنوبی متعلق به آن هاست، کاری دشوار است.

    الای پیر می داند آفتاب لب بوم است، می داند خانواده و اموالی که سال ها برای آن ها تلاش کرده، در وضعیت بغرنجی هستند و می خواهد پیش از مرگش اثر دیگری از خود به جا بگذارد که او را پس از مرگ به آن بشناسند؛ اثری جز نفرت و کشتن. نفرتی که در خون همه آدم ها هست؛ از مکزیکی های مرفه گرفته تا انقلابی های پرشور، از الای تا پسرش.

    پسر الای که سختی ها و نفرت عمیق پدر را در زندگی تجربه نکرده، بارها می گوید که شبیه پدرش نیست، به کشتار بی رحمانه علاقه ای ندارد و دلش آرامش می خواهد، اما تنها تفاوت این دو و باقی آدم های سریال در میزان آلوده شدن به این نفرت است. آن ها که این حس را در طول زندگی بیشتر درک کرده اند، بیشتر هم آن را بروز می دهند و در این کار پروایی ندارند و آن ها که کمتر این حس را شناخته اند، گاهی عذاب وجدان بر حس نفرتشان غلبه می کند و آن ها را بر سر دوراهی قرار می دهد؛ دوراهی هایی که اگر نکشند، کشته می شوند و اگر بکشند، نفرت را تکثیر کرده اند و این چیزی نیست که آن ها موافق تام و تمام آن باشند.
     
     اولین پسر تگزاس
     
    اما آن ها که مانند الای قوی ترین حسشان انتقام است و حاضرند برای دستیابی به حقوق مشروع و نامشروع خود از هر روشی وارد شوند و در هر مسیری گام بردارند، محکم تر عمل می کنند. از کشت و کشتار بد به دل خود راه نمی دهند  و تصورات قشنگ دنیای پر از صلح و آرامش را ندارند.

    کدام گروه موفق تر است و نتیجه به کدام سمت می رود؟ آیا کسانی که می خواهند خونی به ناحق ریخته نشود، آدم ها بخشیده شوند و زندگی متمدن جایش را در تگزاس جنوبی باز کند یا آن ها که فریاد می زنند، آشوب به پا می کنند، برای گرفتن حق خود منتظر قانون نمی شوند و اساس رفتارشان را بر پایه نفرت از دیگری می گذارند؟ در نهایت کدام گروه می تواند دیگری را در خود حل کند؟ این چیزی است که احتمالا در طول سریال مشخص خواهدشد. سریال پسر شاید در ابتدا آنطور که باید شما را میخکوب کند، اما شخصیت پردازی ها آن قدر قوی هستند که مایل باشید آن را دنبال کنید.

    مختصر و مفید درباره سریال «پسر»

    تهیه و ترجمه: مستانه تابش

    •    «پسر» سریال جدید شبکه ای ام سی است که پخش آن از هشتم آوریل امسال از این شبکه شروع شده و فیلمنامه آن براساس داستانی به همین نام اثر «فیلیپ میر» نوشته شده است. این کتاب در سال 2013 منتشر شده بود. این کتاب در سال 2014 نامزد دریافت جایزه پولیترز شد که البته نتوانست در رقابت با «سهره طلایی» این جایزه را از آن خود کند.

    •    لی شیپ من و برایان مک گریوی برای نوشتن فیلمنامه این سریال از میز کمک گرفته اند و در حال حاضر نام او در تیراژ به عنوان یکی از نویسندگان فیلمنامه دیده می شود. میر پیش از این در یکی از مصاحبه هایش گفته بود که این کتاب تلاشی است برای نشان دادن روند اسطوره ای ساخته شدن ایالات متحده امریکا.

    •    پس از پخش اولین قسمت های سریال پسر، خیلی ها تصور می کردند که این سریال از روی یک ماجرای واقعی ساخته شده است. در حالیکه میر در مصاحبه ای با شیکاگو تریبون گفته است که اگرچه داستان این فیلم کاملا تخیلی است، اما از حوادث مربوط به جنگ های تگزاس موسوم به جگ های بندیت که در فاصله سال های 1915 تا 1918 روی داده، برای نگارش کتاب پسر و پس از آن برای نوشتن فیلمنامه این سریال الهام گرفته است.

    •    در ابتدا قرار بود سم نیل، بازیگر نیوزلندی فیلم هایی همچون مرلین، عهد و پارک ژوراسیک 3 نقش اصلی این سریال را بازی کند، اما به دلایل شخصی پیش از شروع فیلمبرداری در ژوئن 2016، از این پروژه صرفنظر کرد تا پیرس برازنان شصت و سه ساله و جیمز باند سابق، نقش گله دار تگزاسی را بازی کند که به صنعت نفت علاقه مند می شود و...
     
     اولین پسر تگزاس

    •    پسر اولین سریالی است که برازنان پس از سی سال برای تلویزیون بازی می کند. با این حال در بسیاری از نقدهایی که تا به حال در مورد این سریال نوشته شده، از بازی برازنان به خصوص لهجه او به عنوان یکی از نقاط ضعف این سریال یاد شده است و یکی از منتقدان هالیوود ریپورتر نوشته است که شاید اضافه شدن عجولانه برازنان پس از انصراف سم نیل به فهرست بازیگران، عامل اصلی این اتفاق باشد.
     
    میر یکی از کسانی بوده که اصرار زیادی برای حضور برازنان در این سریال داشته است. او در مصاحبه ای با «مترو» درباره این انتخاب گفته: «مردم به او به عنوان جیمز باند فکر می کنند، اما وقتی نگاهش می کنید، می بینید که قدبلند است، ظاهر مردانه ای دارد و خیلی هم کاریزماتیک است. درواقع او یک مرد تگزاسی خیلی خیلی واقعی است...»
    نظرات حاوی توهین منتشر نخواهند شد .
    نام:
    ایمیل:
    * نظر: