مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

کد خبر: ۱۱۸۵۶۱
تاریخ انتشار: 15 آذر 1396 - 11:42
  • ارسال
    چاپ
    فیلم «ائو» (خانه) یکی از فیلم های جشنواره سال گذشته بود که با استقبال زیادی از سوی منتقدان رو به رو شد. فیلم به زبان ترکی ساخته شده و مخاطبان فارسی باید آن را با زیرنویس فارسی ببینند.
    فیلم «ائو» (خانه) یکی از فیلم های جشنواره سال گذشته بود که با استقبال زیادی از سوی منتقدان رو به رو شد. فیلم به زبان ترکی ساخته شده و مخاطبان فارسی باید آن را با زیرنویس فارسی ببینند. اصغر یوسفی نژاد، برای نقش اصلی اولین فیلم بلند سینمایی اش، از یک بازیگر تازه کار دعوت به همکاری کرد. محدث حیرت با این که پیش از بازی در ائو، تجربه کار تصویر نداشت اما بازی تحسین برانگیزی از خود به نمایش گذاشت. بازی او کنار رامین ریاضی، به اندازه ای طبیعی به نظر می رسید که هیچ کس فکرش را نمی کرد این بازیگر تازه کار است و اولین فیلمش را تجربه می کند. گفت و گوی ما با این بازیگر دهه هفتادی را بخوانید.

    اطلاعات فوری

    محدث حیرت

    •    برای چه سراغش رفتیم: به خاطر بازی متفاوتش در فیلم ائو
    •    چند سال دارد؟ دهه هفتادی است و سال 74 به دنیا آمده و الان 22 سال سن دارد.
    •    سابقه بازی قبل از ائو: حیرت در زمان بازی در فیلم ائو دانشجو بوده و فقط در چند نمایش دانشجویی حضور داشته.
    •    فعالیت بعدی: این بازیگر در حال حاضر مشغول بازی در فیلم «پاسیو» به کارگردانی مریم بحر العلومی است.
     
    بازیگر فیلم ائو: به خودم امیدوار شدم 

    آن طور که شنیده ایم اصالتا تبریزی هستی و بازیگری را هم در همان شهر شروع کردی. طبیعتا این مسئله برای موفقیت در این فیلم به کمکت آمده.

    من دیپلم نمایش دارم اما تا قبل از فیلم ائو شناخته شده نبودم. در تبریز زندگی می کنم و در دانشگاه نبی اکرم، رشته تئاتر حرفه ای خوانده ام. در دوره دانشگاه سه کار خوب روی صحنه بردیم و زمانی که با آقای یوسفی نژاد آشنا شدم، در موسسه شکلک رامین ریاضی (بازیگر نقش مجید در فیلم ائو) تمرین می کردم.

    زمانی برای بازی در فیلم ائو انتخاب شدی که هیچ تجربه کار تصویر نداشتی. با هیچ کارگردان دیگری هم برای فیلم سینمایی همکاری نکرده بودی. یوسفی نژاد از جمله کارگردان هایی است که برای انتخاب بازیگر و تمرین ها شیوه خاص خودش را دارد. چطور با انتخاب شدن با شیوه کنار آمدی؟

    شیوه تست زدن آقای یوسفی نژاد این طور بود که یک متن می دادند و می گفتند از روی آن بخوان من آن موقع به خواندن زبان فارسی مسلط بودم اما فیلمنامه را که گذاشتند جلویم، تازه فهمیدم به زبان ترکی است.

    خواندن از روی یک متن ترکی خیلی سخت است؟

    ما تجربه خواندن اشعار حیدربابا را به زبان ترکی در مدرسه داشتیم و برای همین کمی خواندن برایم ساده تر بود ولی می ترسیدم نتوانم از پس آن بربیایم. وقتی دیدم فیلمنامه به زبانی است که خودمان داریم توی تبریز صحبت می کنیم، برایم راحت تر شد. شروع کردم به خواندن. بعد دیدم آقای یوسفی نژاد دارند تشویقم می کنند. او گفت چقدر خوب و بدون تپق خواندی. بعد از آن هم فیلمنامه را داد دستم و گفت با شما تماس می گیریم. وقتی از اتاق تست خارج شدم، دوستانم گفتند تو اولین نفری بودی که فیلمنامه را به دستت دادند، پس حتما قبول شدی.

    غیر از اشعار ترکی حیدربابا اصولا پیش آمده بود که متنی را به زبان ترکی بخوانی؟

    ما آذری ها در مدارس و دانشگاه ها باید به زبان فارسی صحبت کنیم و هیچ کتابی نداریم که به زبان ترکی باشد ولی یک وقت هایی کتاب هایی مثل حیدربابا هستند که برایمان تدریس می کنند و ما می فهمیم به زبان ترکی چطور خوانده می شود، مثلا وقتی برای هم پیامک می فرستیم به زبان ترکی است.
     
    بازیگر فیلم ائو: به خودم امیدوار شدم 
     
    پس با یک بار نگاه کردن روی یک متن ترکی می توانی منظور نویسنده را راحت بفهمی؟

    یک فرقی دارد. متنی که ما داریم داخل پیامک برای دوستانمان می فرستیم چیز است که از قبل می شناسیم و تصویری از آن در ذهن مان مانده. به راحتی می توانیم آن را بخوانیم اما وقتی جمله ها داخل یک متن باشد که تصوری از آن نداریم، یک مقدار سخت است.

    شیوه تمرین ها چطور بود؟ ما با فیلمی رو به رو هستیم که از جنس زندگی است. انگار داخل یک خانه دوربین کار گذاشته شده و همه چیز به طبیعی ترین شکل ممکن پیش می رود. طبیعتا برای رسیدن به این نقطه تمرین خیلی زیادی لازم بوده.

    بعد از دورخوانی، لوکیشن یک هفته در اختیار ما بود. از آن جا که همه مان تئاتری بودیم عادت کرده بودیم، موقعیت ها را حتما زندگی کنیم؛ یعنی هیچ کاتی نداشتیم، مثل تئاتر تمرین می کردیم. آقای یوسفی نژاد بعضی را تایید می کرد و بعضی را نه. بعد آن هایی را که تایید می شود، اتود می زدیم و یک جوری اتود می زدیم که انگار داریم زندگی می کنیم. در طول تمرین واقعا گریه می کردیم و این طور نبود که حس گریه  کردن داشته باشیم. یکی پدرش را در ذهن خودش می کشت، یکی مادرش را می کشت و... این طوری بود که به میزانسن های طبیعی می رسیدیم. زمانی که دوربین به کار اضافه شد، دیگر می دانست باید چه کار کند. چیزی را که قبلا دیده بود دنبال می کرد.

    حساسیت ها زمان دورخوانی هم وجود داشت؟

    بله، آقای یوسفی نژاد یک مثلث تشکیل داده بودند. از من، مجید و فردی که می خواهد جنازه را ببرد دانشگاه. اول با من کار می شد و بعد آن دو نفر اضافه می شدند. این مثلث رفته رفته چندضعلی میش د و آدم های دیگر هم به آن اضافه می شدند. خیلی وقت ها این تمرین ها آن قدر واقعی بود که وقتی داخل اتاق تمرین می کردیم، آن هایی که داشتند رد می شدند، می آمدند در می زدند، ببینند واقعا دعوا شده یا نه که اگر دعوایی هست، کمک کنند. واقعا باور می کردند ما داریم دعوا می کنیم. آقای یوسفی نژاد طوری با ما تمرین می کردند که بازیگران جدیدی که اضافه می شدند، فکر می کردند این ها جزء فیلمنامه نیست و ما واقعا داریم با هم بحث می کنیم.

    در کلاس های رامین ریاضی تمرین می کردی و طبیعتا با هم رابطه استاد و شاگردی داشتید. سخت نبود بخواهی رو به روی او بازی کنی؟

    من به رامین ریاضی می گفتم استاد اما هیچ وقت در واقعیت استاد من نبود. فقط چون سنشان از من بالاتر بود، استاد صدایشان می کردم. یک چیز جالب هم بگویم در سکانس های عشق و عاشقی که مجید می خواهد به سایه بگوید که عاشقت بودم، من به شدت خجالت می کشیدم. به هر حال آقای ریاضی داخل تبریز خیلی شناخته شده است و در تئاتر جایگاه خیلی بالایی دارد. تا حالا چند سریال هم بازی کرده. ولی بعد از تمرین ها، موقع فیلمبرداری دیگر خجالت فراموشم شد.

    در این فیلم ها که تا این حد پرتنش است و بازیگران پشت سر هم دیالوگ می گویند، ممکن است وسطش پای بداهه هم به میان بیاید. چنین اتفاقی هم افتاد؟

    آقای یوسفی نژاد گفته بودند که همه چیز در بستر فیلمنامه باید جلو برود، بداهه گویی نباید داشته باشیم. می دانید که فیلمنامه با دیالوگ ها ساخته شده. تا آن جا که من فهمیدم آقای یوسفی نژاد می گفت من با دیالوگ ها فیلمنامه را ساختم؛ دیالوگ هایی که داخل فیلم گفته می شود، در تبریز خیلی مشهورند. ضرب المثل ها و لحن ها خیلی مشهورند. برای همین برایشان خیلی مهم بود که همه چیز براساس فیلمنامه جلو برود اما زمانی که وارد لوکیشن شدیم، یک جاهایی واقعا یادمان می رفت اصل دیالوگ ها چه بود. بعضی وقت ها بداهه هم می گفتیم. آقای یوسفی نژاد خیلی وقت ها تایید می کردند و تمام می شد اما اگر تایید نمی شد، مجبور بودیم دوباره از اول بر طبق فیلمنامه جلو برویم.
     
     بازیگر فیلم ائو: به خودم امیدوار شدم

    از آن جا که در تبریز بزرگ شده ای، طبیعتا بارها در مراسم ختم و رسوم مردم تبریز در این مناسبت ها شرکت کرده ای. آشنایی با این مراسم چقدر کمک کرد که بتوانی خوب در این فضا قرار بگیری؟

    خیلی زیاد. وقتی یکی از فامیل یا آشنایان ما فوت می کند، جمع های زنانه ای که برای مراسم ختم شکل می گیرد، دقیقا مشابه همان چیزی است که در فیلم می بینید. این که یکی دختری را برای پسرش می پسندد، آن یکی می خواهد لباس ها و جواهراتش را نشان دیگران بدهد یا این که برای خودنمایی کمک کند و... آن قدر همه چیز واقعی به نظر می رسید که به آقای یوسفی نژاد می گفتم واقعا انگار شما توی تمام این مراسم زنانه بوده اید که آن قدر دقیق ترسیم شان کرده اید.

    زمانی که مشغول بازی در ائو بودی فکر می کردی اثری که به زبان ترکی ساخته شده و فقط زیرنویس فارسی دارد یک مرتبه به جشنواره فجر راه پیدا کند و این همه مورد توجه قرار بگیرد؟

    اصلا فکر نمی کردم. به همه می گویم اگر فکر می کردم فیلم به فجر راه پیدا می کند و بعد اکران عمومی می شود، بهتر بازی می کردم.

    الان فکر می کنی خوب بازی نکردی؟

    همه بازیگران بعد از دیدن فیلمشان می گویند این فیلم خوب من نبود. اولین باری که من و آقای ریاضی رفتیم فیلم را روی پرده ببینیم، می گفتیم که بازی همدیگر را دوست نداریم ولی دوست و آشنا معتقد بودند که بهترین بازی محدث حیرت بوده. اما زیاد به دل خود من ننشسته. فکر می کردم باید خیلی بهتر بازی می کردم. وقتی در جشنواره بین بازیگران بزرگی مثل لیلا حاتمی، ثریا قاسمی، الناز شاکردوست و... نامزد شدم، به خودم امیدوار شدم.

    تسلط به زبان و لهجه ترکی باعث نمی شود پیشنهادهایت کمتر شود؟

    نه، اتفاقا این مسئله تبدیل به یک برگ برنده شده. بازیگری که هم ترکی و هم فارسی بداند، خیلی به دردشان می خورد. نیازی ندارد به بازیگر یاد بدهند چطور ترکی حرف بزند. در همین فیلم هم یک جاهایی فارسی صحبت می کنم.

    درباره فیلم جدید

    معمولا فیلمنامه ها برایم مهم است. الان هم «پاسیو» را به خاطر فیلمنامه اش دوست دارم. نقشی که دارم، خیلی متفاوت از شخصیت خودم است. این فیلمنامه واقعا به دلم نشسته که الان از تبریز آمده ام و این جا هستم. ائو برای من رزومه خوبی بود و الان فکر هم فکر می کنم خیلی خوب است که دو سال پشت سر هم در فجر باشم. به نظرم آینده خوبی داشته باشم.
     
    بازیگر فیلم ائو: به خودم امیدوار شدم

    محدث حیرت از فاصله گرفتن بچه های نسل جدید تبریز از زبان ترکی اصیل و تلاش او برای صحبت به آن زبان می گوید:

    حق نداشتیم فارسی حرف بزنیم

    محدث حیرت اصالتا تبریزی است و طبیعتا انتظار می رود تا بیست و دو سالگی کاملا به صحبت با زبان ترکی تسلط داشته باشد اما زمان اکران فیلم در جشنواره فیلم فجر، در مصاحبه ای گفته بود که زیاد به زبان ترکی تسلط نداشته و مجبور شده دو سه ماه تمرین کند تا بتواند به زبان ترکی مسلط شود. در این باره با او گپ زدیم و پرسیدیم مگر می شود کسی در تبریز زندگی کند و به زبان ترکی مسلط نباشد؟ توضیحات جالب حیرت را در این باره بخوانید.

    زبان متفاوت نسل جدید

    این که در مصاحبه گفته بودم به زبان ترکی تسلط نداشتم، منظورم تسلط روی زبان قدیمی ترکی بود. بگذارید این طوری توضیح دهم که من مثلا اعداد ترکی را زیاد خوب نمی دانم یا ضرب المثل های ترکی را زیاد نمی شناسم. این مسئله مختص به شخص من نیست. بچه های نسل جدید که در شهرهای ترک زبان زندگی می کنند، چندان مشابه پدران و مادران شان صحبت نمی کنند. ما بچه های این نسل هستیم و خیلی از کلماتمان را از فارسی گرفته ایم؛ مثلا در قدیم به آینه چیز دیگری می گفتیم اما الان که زبان فارسی وارد زبان ما شده، در روزمره هم مثل فارس ها می گوییم آینه. درواقع آن زبان ترکی که ما جوان ها صحبت می کنیم با زبان افراد مسن تر متفاوت است.

    فیلمنامه ای بدون یک کلمه فارسی

    در فیلمنامه فیلم ائو، تمام جملات به زبان ترکی قدیمی نوشته شده بود و هیچ کلمه فارس داخل آن وجود نداشت، این کمی برایم مشکل بود. ضرب المثل های ترکی را نشنیده بودم یا سخت می توانستم لحن شان را ادا کنم. برای همین سه ماه با من تمرین شد که بتوانم روی این لحن مسلط شوم.

    فارسی ممنوع

    از روزی که وارد تمرین های فیلم ائو شدم، آقای یوسفی نژاد گفتند محدث زبان فارسی را خط بزن تا بتوانی به این زبان تسلط پیدا کنی. داخل لوکیشن و بیرون هم وقتی به هم پیغام می دادیم، همه ترکی بود، فارسی حرف زدن کلا ممنوع بود.

    •  ائو فیلم پرتنشی است که در هر لحظه مخاطب با یک بحران و دعوا رو به رو می شود؛ صحنه هایی که به گفته محدث حیرت یک قدم تا رسیدن به مرحله واقعی شدن فاصله داشت.

    •  اصغر یوسفی نژاد از همکاران مطبوعاتی خودمان است که سال ها در مجله فیلم قلم زده، او با ساخت فیلم ائو هم خودش و هم محدث حیرت را در سینما تثبیت کرد.
    loading...
    نظرات حاوی توهین منتشر نخواهند شد .
    نام:
    ایمیل:
    * نظر: