مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

کد خبر: ۱۱۹۶۶۷
تاریخ انتشار: 13 دی 1396 - 11:49
  • ارسال
    چاپ
    کاراکتر مرکزی «Phantom Thread» (یا «ریسمان خیالی») فیلم تازه و جنایی- اجتماعی پال تامس اندرسون سینماگر47 ساله متولد ایالت کالیفرنیا امریکا، یک طراح لباس و مد میانسال به‌ نام رینولدز وودکاک و مردی است که به‌نظر می‌آید همه چیز را در اختیار دارد.
    کاراکتر مرکزی «Phantom Thread» (یا «ریسمان خیالی») فیلم تازه و جنایی- اجتماعی پال تامس اندرسون سینماگر47 ساله متولد ایالت کالیفرنیا امریکا، یک طراح لباس و مد میانسال به‌ نام رینولدز وودکاک و مردی است که به‌نظر می‌آید همه چیز را در اختیار دارد. او در یک خانه بزرگ و شیک 5 اتاق خوابه در محله‌ای اعیان نشین در شهر لندن مستقر است و این مکانی است که او به دفتر کار خود نیز تبدیل کرده است. او هر روز صبح زود بیدار می‌شود و بعد از صرف اشرافی‌ترین صبحانه شروع به طراحی لباس‌ها روی کاغذهای بزرگ می‌کند. رفتار او نه مثل یک خیاط بلکه بسان یک آرتیست است و پیوسته در رؤیاها سیر می‌کند.
     
    شب‌ها در میهمانی‌های هنری شرکت می‌کند و شانه به شانه بزرگان می‌ساید و آدم‌هایی دائماً به زندگی او وارد و از آن خارج می‌شوند. اینک سال 1955 است اما فضای موجود و رفتارهای رینولدز وودکاک که او را با بازی دانی‌یل دی‌لوییس هنرپیشه معروف بریتانیایی می‌بینیم، شبیه به مردان امروز است و همه چیز بوی سال 2018 را می‌دهد و نه 63 سال پیش را. وودکاک در یکی از روزهای پایان هفته با ماشین اسپورت شیک‌اش به خارج از شهر می‌رود و در رستوران هتلی مشرف به دریا دستور صبحانه می‌دهد. گارسون زنی به نام آلما (با بازی ویکی کریپس هنرپیشه 34 ساله لوکزامبورگی) غذای دلخواه او را می‌‌آورد اما از همان نگاه نخست مشخص است این زن بلندپرواز به چیزهایی بسیار بیش از این می‌اندیشد و سرو غذای این مشتری کم‌ترین هدف اوست.
     
     فیلم «ریسمان خیالی»؛ یک تقابل خاص در دنیای پرفریب «مُد»

    اسکار تازه‌ای در راه نیست

    دی‌لوییس که چندی پیش اعلام بازنشستگی کرد و این آخرین فیلم او است در 30 سال اخیر آنقدر در نقش‌هایی به کل متفاوت با خود ظاهر شده که فرو رفتنش در قالب مردی شبیه به خویش در «Phantom Thread» برای او یک تنوع و اتفاقی تازه به شمار می‌آید. وی در این فیلم به جای تلاش برای غیربریتانیایی بودن، آنچه را هست به نمایش می‌گذارد و با اینکه یک بار دیگر در ایفای نقش خود موفق است و برای جایزه گلدن گلاب بهترین بازیگر دراماتیک نقش اول مرد کاندیدا شده اما هدف و امید اصلی او که تصاحب چهارمین جایزه اسکار عمر سراپا افتخارش است، با این فیلم حاصل نمی‌آید. وودکاک با آلما صاحب مراوداتی می‌شود و بدیهی است که از او در کارهای هنری‌اش استفاده کند و نگاهش به‌ وی همانی باشد که به صدها فرد واجد شرایط دیگر در دنیای تبلیغاتی و پرفریب مد و هنر بوده است. اما مسیر داستان به ما گوشزد می‌کند چیزهای دیگری در کمین است و ما با یک فیلم تریلر (دلهره‌آور) آلفرد هیچکاکی با مشخصه‌های دهه 1950 مواجه هستیم. اینجا است که تصورات مربوط به «سرگیجه» شاهکار سال 1958 هیچکاک یا فیلم «Pygmalion» به ذهن می‌آیند.
     
     فیلم «ریسمان خیالی»؛ یک تقابل خاص در دنیای پرفریب «مُد»

    یک همراه ابدی

    بدیهی است که آلما درصدد نهایت بهره‌برداری از شرایط برتر رینولدز وودکاک باشد زیرا او برخلاف این زن خدمتکار همه‌چیز دارد. درست است که گاهی حرف‌های این دو نفر به مجادله هم کشیده می‌شود اما رینولدز حتی حاضر نیست توصیه‌های مشفقانه را بشنود و اطاعت محض را می‌خواهد و آلما نمی‌خواهد با زیرپا گذاشتن این اصل چیزهایی را از دست بدهد که برای تصاحب آن برنامه‌ریزی کرده است. در این میان خواهر رینولدز هم که سیریل (لزلی منویل) نامیده می‌شود، سهمی اساسی را برعهده دارد زیرا مشاور و همکار نزدیک و همراه ابدی وی است و رینولدز هرگز از او و البته روح مادر فقیدش جدا نیست. این زن (سیریل) بی‌شباهت به کاراکتر زن بد طینت خانه‌دار در «ربه‌کا» یکی از بهترین فیلم‌های نیمه اول دهه 1940 هیچکاک نیست و چشم‌های لیزرآسا و نگاه نافذ منویل در این نقش همانی است که فیلم اندرسون می‌طلبد.

    انواع امکانات

    اندرسون حتی مدیریت فیلمبرداری را نیز شخصاً انجام داده و دوربین او فضا را به‌گونه‌ای می‌شکافد که برای نشان دادن مقدمات ورود بریتانیا به دنیای مد و نمایش در دهه 1950 مورد نیاز است. کاراکتر وودکاک او نیز یک برداشت آزاد از شماری از طراحان لباس و مد بریتانیا در آن عصر همچون چارلز جیمز است. در عین حال وودکاک به فراخور نامش سرسخت‌تر و انعطاف‌ناپذیرتر از بسیاری از طراحان لباس و مد است و در نتیجه این سؤال پیوسته قوت بیشتری می‌یابد که آیا وودکاک با چنان قدرتی توانایی مطیع ساختن آلما را دارد یا آلما بازی را به سود خود برمی‌گرداند و این تقابل خاص، بنیان و اساس فیلم جدید اندرسون است. برای کامل شدن این تصویر اندرسون و همکارانش از انواع امکانات تصویری و نمادها و نشانه‌ها بهره‌ می‌گیرند.
     
     فیلم «ریسمان خیالی»؛ یک تقابل خاص در دنیای پرفریب «مُد»

     متفاوت با بقیه

    اندرسون که اقسام کارها و ایده‌های تند و ملایم را در فیلم‌های قبلی‌اش (شامل «مگنولیا»، «خون به پا خواهد شد» و «Inherent Vice») به کار گرفته بود، اینجا به سبک و سیاق فیلم «استاد» (محصول 2012) از حضور و زندگی یک مرد اعیان صفت اما پوچ‌گرا یاد می‌کند و مردی که با وجود حضور و زندگی در میان جمعی پرشمار و عجین بودن با دنیای مد و ارتباطات، عملاً قادر و مایل به برقراری ارتباط‌های طولانی مدت نیست و آدم‌ها هنوز ورود نکرده به دنیای او می‌روند زیرا وی اصراری بر حفظ‌ شان ندارد.
     
    وودکاک مطمئن است اگر این مدل خاص از مقابل او دور شود، 10 مدل و همکار دیگر برای وی در راه هستند و جای خالی فرد رفته را پر می‌کنند و کار او زمین نمی‌ماند. تفاوت آلما با دیگران این است که نمی‌گذارد همین برخورد با وی صورت پذیرد و کلیدی‌ترین نقطه فیلم «Phantom Therad» همین است. اینجا است که بار روانی و جنایی و ترس فیلم شدت می‌گیرد و فیلم جدید پال تامس اندرسون تبدیل به یک «سوءظن» (یکی دیگر از آثار ماندگار دهه 1940 هیچکاک) می‌شود اما با ابزار و نشانه‌های روان شناختی سال 2018.

    مشخصات فيلم

    عنوان:  «ریسمان خیالی»
    ‌محصول: کمپانی‌های فوکاس فیچرز و آنا پورنا
    ‌ تهیه کنندگان: جووانا سلار، مگان گلیسون، دانی‌یل لوپی، آدام سامنر و پیتر هسلاپ
    ‌ سناریست، کارگردان و مدیر فیلمبرداری: پال تامس اندرسون
    تدوینگر: دیلان تچینور
    ‌ موسیقی متن: جانی گرین وود
    ‌ طول مدت: 130‌ دقیقه
    ‌بازیگران: دانی‌یل دی لوییس، ویکی کریپس، لزلی منویل، کامیلا راترفورد، جینا مک کی، برایان گلیسون، هری‌یت سنسوم هریس و لوییزا ریچتر.
    loading...
    نظرات حاوی توهین منتشر نخواهند شد .
    نام:
    ایمیل:
    * نظر:
    loading...