مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

کد خبر: ۱۲۲۶۴۷
تاریخ انتشار: 01 فروردين 1397 - 08:21
  • ارسال
    چاپ
    آرزویم برقراری صلح در جهان است
    ساده حرف می زند. کلامش سادگی جوانی اش را دارد. هنوز بلد نیست با کلمات خوب ور برود تا جمله های قلمبه سلمبه به زبان بیاورد، و همین ساده بودن کلامش قشنگ است و خوب.
    ساده حرف می زند. کلامش سادگی جوانی اش را دارد. هنوز بلد نیست با کلمات خوب ور برود تا جمله های قلمبه سلمبه به زبان بیاورد، و همین ساده بودن کلامش قشنگ است و خوب. آن قدر که وقتی می گوید می خواهد در اروپا فوتبال بازی کند، تو هم باور کنی. امید نورافکن که یکی از پدیده های لیگ است، دوباره با سال جدید پدیده شدن را از نو می خواهد سر بگیرد تا شاید یک روز به رویای بازی در بایرن برسد. او البته در استقلال در پست های مختلف بازی کرده است و از این جهت به نوعی آچارفرانسه محسوب می شود. با او گفت و گویی داشتیم که می خوانید.

    از سال 96 راضی بودی؟

    بله، تا حدود زیادی سال خوبی بود. با استقلال روزهای خوبی را گذراندم و فقط بدترین اتفاقش باختی بود که به العین دادیم و من هم در آن بازی به دلیل همراهی تیم ملی امید و خستگی نتوانستم تیم را همراهی کنم.

    گفت‌وگو با امید نورافکن، آچار فرانسه استقلالی‌ها

    در روزهای پایانی سال هم که دچار مصدومیت شدی.

    بله، متاسفانه در بازی با الریان مصدوم شدم و همین آسیب دیدگی باعث شد تا چند هفته ای نباشم.

    در سال 97 منتظر چه اتفاقی هستی؟

    دوست دارم با استقلال بهترین روزها را تجربه کنم و از طرفی ایران هم در جام جهانی موفق عمل کند

    در زندگی شخصی چطور؟

    95 درصد اهداف من در زندگی شخصی ام فوتبالی است. یعنی خواب و خوراک و زندگی و همه فکر و خیالم همین فوتبال شده است.

    کی فکر کردی فوتبال را دوست داری؟

    10، 11 سالم بود که مطمئن شدم فوتبال همه رویایم است. همان موقع ها در کوچه و خیابان مدام دنبال توپ بودم.

    پدر و مادرت مخالف نبودند؟

    نه، اتفاقا آن ها وقتی می دیدند این قدر فوتبال را دوست دارم، خودشان هم تشویقم می کردند و حامی خوبی برایم بودند.

    از صبا شهر شهریار تا تهران. چقدر سخت بود؟

    خیلی. من هر روز 50 کیلومتر را برای تمرین می آمدم و واقعا شرایط برایم خیلی سخت بود، اما آن قدر شوق فوتبالیست شدن داشتم که این شرایط را تحمل می کردم.

    الان همه همان مسیر را طی می کنی؟

    بله، ما هنوز همان محله هستیم، با این تفاوت که آن موقع با اتوبوس یا ماشین خطی به تهران می آمدم، اما الان اتومبیل شخصی دارم، که البته خودم رانندگی نمی کنم و هر روز راننده ام من را به تمرین می رساند.

    چرا خودت رانندگی نمی کنی؟

    برای این که به استراحت نیاز دارم و مسیر هم طولانی است و نباید خسته شوم. با چند نفر قبلا مشورت گرفتم و گفتند خودت رانندگی نکنی بهتر است. البته که گاهی خودم پشت فرمان می نشینم، اما اصولا راننده ام من را به تمرین می رساند.

    الان در صباشهر نگاه ها به امید چطور است؟

    خوشبختانه مردم محله من را خیلی دوست دارند و هر وقت من را می بینند، از فوتبال حرف می زنند. من هم در فکر و برنامه ام است که یک روز که پولدارتر شدم و پیشرفت بیشتری در فوتبالم داشتم، به فوتبال محله ام خدمت کنم و بتوانم برای بچه های بااستعداد آن جا کاری کنم.

    گذشته ات را فراموش نمی کنی؟

    نه، چرا باید فراموش کنم. من بچه همین جنوب شهر هستم و هیچ وقت گذشته ام را از یاد نمی برم. در همین کوچه و خیابان ها بزرگ شدم و حتما تلاش می کنم روزی به آن خدمت کنم.

    سقف آرزوهای فوتبالی ات تا کجاست؟

    الان که دوست دارم با ایران در جام جهانی باشم و شاهد صعود تیم ملی کشورم از گروه خودش هم باشم. دوست دارم بهترین بازیکن آسیا هم شوم. نه اصلا بالاتر. می خواهم خیلی بهتر از این ها باشم و در اروپا ستاره شوم.

    مثلا بازی در لیگ کدام کشور؟

    آلمان را خیلی دوست دارم. عاشق فوتبال آلمان هستم و دوست دارم یک روز در بوندس لیگا بازی کنم.

    حتما بایرن مونیخ؟

    آره من شدید بایرن را دوست دارم و می خواهم یک روز در این تیم بازی کنم.

    حضور شفر آلمانی در استقلال چقدر به رسیدن رویای تو کمک می کند؟

    به هر حال همین که یک مربی آلمانی بالای سرم است، خیلی خوب است و همین در پیشرفت من هم حتما می تواند تاثیرگذار باشد.

    گفت‌وگو با امید نورافکن، آچار فرانسه استقلالی‌ها

    امید بمب افکن. این لقب را دوست داری؟

    بعد از دربی بود که هواداران این لقب را به من دادند، اما خودم بیشتر لقب داوالا را دوست دارم.

    در بچگی دوست داشتی جای کدام بازیکن باشی؟

    من علاقه زیادی به بازی علی کریمی داشتم و همیشه دوست داشتم مثل او فوتبال بازی کنم.

     

    پرسپولیسی بودی؟

    نه، طرفدار تیم خاصی نبودم و بیشتر بازی قشنگ برایم مهم بود.

    عادت روزانه ات؟

    کتاب خواندن را خیلی دوست دارم. وقت کنم حتما کتاب می خوانم. بیشتر هم کتاب های انگلیسی دوست دارم تا به زبانم کمک کنم.

    به چه چیزی خیلی اعتقاد داری؟

    دعای خیر پدر و مادر. می دانم که دعای آن ها تاثیر زیادی در سرنوشتم دارد. آهان به شانس هم اصلا اعتقاد ندارم.

    پنج سال بعد امید کجاست؟

    من خودم را در فوتبال اروپا می بینم. نه این که یک فصل بروم و تمام شوم. طوری که درخششم ادامه داشته باشد. درست مثل دایی، مهدوی کیا، نکونام، دژاگه، تیموریان... من دوست دارم بهترین روزها را در فوتبال اروپا داشته باشم، به همین دلیل تلاش می کنم و هدف هایم را جلوی چشمم می آورم تا به آن برسم.

    اهل سیاست هستی؟

    نه، اصلا اهل سیاست نیستم و کمتر هم خبرهای سیاسی را دنبال می کنم.

    ترامپ را می شناسی؟

    فقط اسمش را شنیده ام و می دانم رییس جمهور آمریکاست. جدا از این حرف ها من فقط یک چیز را می خواهم.

    چه چیزی؟

    صلح جهانی، دنیا بدون جنگ. دوست دارم صلح و آرامش بین تمام کشورهای دنیا برقرار باشد.

    با آمدن عید چه حسی داری؟

    حس نو شدن. حس خیلی خوبی که احساس می کنم با نو شدن سال خودم هم باید نو شوم، فکرم، هدف را نو کنم.

    عید را دوست داری؟

    آره، به هرحال از بچگی تا الان عید برای همه ما شیرین و پرخاطره بوده.

    چند تومان برای خرید عیدت کنار گذاشتی؟

    من در ماه چهار، پنج میلیون تومان خرج ماهانه دارم و همان را هم برای خرید شب عیدم کنار می گذارم.

    دوست داری موقع سال تحویل پیش کدام استقلالی باشی؟

    این چند وقت خیلی کنارشان بودم، به همین دلیل دوست دارم بیشتر کنار خانواده ام باشم.

    دروغ سیزده چه داری؟

    در سال 97 از استقلال جدا می شوم.


    loading...
    نظرات حاوی توهین منتشر نخواهند شد .
    نام:
    ایمیل:
    * نظر:
    loading...