مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

کد خبر: ۱۲۳۲۵۷
تاریخ انتشار: 17 فروردين 1397 - 07:42
  • ارسال
    چاپ
    علیرضا حیدری کشتی گیر مشهور و پرافتخار ایرانی است که همه ما بخشی از غرور ملی مان را مدیون افتخارآفرینی ها و مبارزات او روی تشک کشتی هستیم.
    علیرضا حیدری کشتی گیر مشهور و پرافتخار ایرانی است که همه ما بخشی از غرور ملی مان را مدیون افتخارآفرینی ها و مبارزات او روی تشک کشتی هستیم. حیدری که بارها روی سکوهای جهانی، المپیک و آسیایی رفت و بارها کمر بسیاری از قهرمانان و مدال آوران جهان را به خاک کشید، مانند برخی از ورزشکاران نامی وارد عالم سینما و بازیگری شد تا در قالبی دیگر؛ این بار در عرصه هنر افتخارآفرینی کند.

    اثر اول او از دنیای کشتی دور نیست. با علیرضا حیدری نه فقط از دنیای کشتی و افتخاراتش روی تشک و نه از ورودش به عالم سینما که از خلق و خو، علایق، دلبستگی و دلمشغولی هایش حرف زدیم؛ از فعالیت او در عرصه معدن داری، از علاقه مندی اش به سفر و از دلبستگی اش به کتاب، از خاطراتش و دلمشغولی اش به دیگر ورزش ها و تفریحاتی که دارد. گفت و گوی ما با علیرضا حیدری را از دست ندهید.

    با علیرضا حیدری؛ کشتی گیری که تازه پا به عرصه سینما گذاشته

    شما متولد 14 اسفند 1354 هستید. از این که اکران نخستین فیلم تان با زادروزتان یکی شد، خوشحال هستید؟

    (خنده) من زیاد اهل این حرف ها نیستم.

    شما کشتی گیر مشهور و پرافتخار ایران هستید. کشتی های شما برای خیلی از ایرانیان در همه جای دنیا همراه خاطرات شیرین و طلایی بوده است. سینما چه جذابیت ها و ویژگی هایی داشت که تصمیم گرفتید وارد عالم بازیگری شوید؟

    خودم را متعلق به دنیای ورزش می دانم و سینماگر نمی دانم اما وقتی از تشک کشتی بیرون می آییم با خودمان فکر می کنیم که بالاخره باید کاری بکنیم. بحث سینما هم ناخواسته پیش آمد.

    شما در فیلم «من یک ایرانی ام» بازی کرده اید. حالا که فیلم تمام شده آن انتظاراتی که از ابتدا فکر می کردید برای تان برآورده شده؟

    به نظرم سینما دنیای بزرگی است. سینما شرایط و فضای انتزاعی خاصی دارد. وقتی کشتی می گرفتم و با امتیاز یا ضربه فنی حریف را خاک می کردم، همه چیز تمام می شد اما سینما این طور نیست؛ همه چیز در سینما نظری است و این نظری بودن دشواری های خاص خودش را دارد تا با عواملی که می خواهد کار کند. گاه سهم آدم خیلی می شود و گاه هیچ. اگر هم انرژی و غریزه هنری داشته باشی شاید مجالی برای انجام آن پیش نیاید. گاهی هم بخت در خانه آدم را می زند و امکان بروز هنر و قریحه را پیدا می کنی. به هر حال کار دشواری است.

    نقش مطابق میل تان بود و آن چیزی را که می خواستید، درآمد؟

    فیلمنامه در اجرا خیلی تغییر کرد. سعی ام را کردم تا انرژی لازم را بگذارم. من که بازیگر حرفه ای نیستم و درس بازیگری نخواندم. با مشکلاتی که به خصوص در کارم دارم، خیلی برایم سخت بود. با این حال تلاش کردم کارم را درست انجام دهم. این که چقدر توانستم نمی دانم، اما بضاعتم همین بود که می بینید. با این حال تجربه خیلی خوبی برایم بود.

    در فیلم نقش سخت و دشوار یک کشتی گیر را بازی می کنید. ورزشکار بودن چه کمکی به بازی شما کرد؟

    روزهای سختی را در اوکراین داشتم. نزدیک به دو ماه، 18 کیلو بدون رژیم وزن کم کردم. پنج و نیم صبح بیدار می شدم. از ساعت یک ربع به هفت تا نه و نیم صبح زیر گریم بودم. تا 9 شب سرپا بودم. موقعی که فیلمبرداری تمام می شد تازه ورزش کردنم شروع می شد و نزدیک به دو ساعت و نیم ورزش می کردم تا بتوانم روی تشک کشتی بگیرم. ساعت یک شب از باشگاه می آمدم.

    زمانی که در اوج کشتی می گرفتید، 86 کیلو بودید. حالا چند کیلو شدید؟

    وزنم بعد از زمان کشتی ام به 128 کیلو رسیده بود. برای این فیلم وزنم را به 110 کیلو می رساندم. گاهی وقت ها وقتی می خواستند نماهای تمرین کردن را بگیرند، گروه فیلمبرداری همان زمان که واقعا ورزش می کردم به باشگاه می آمدند و تصاویرشان را می گرفتند. تمرین ها واقعی بود. در آن روزها به اندازه چندین مدال جهانی سختی کشیدم.

    با علیرضا حیدری؛ کشتی گیری که تازه پا به عرصه سینما گذاشته

    شما نخستین بار در وزن 85 کیلو در سال 1997 در ترکیب تیم ملی قرار گرفتید. چرا در نخستین رقابت تان به لس گاچز آمریکایی باختید و چطور شد که فنی ترین کشتی گیر مسابقات شدید؟

    در یک روز هفت بار کشتی گرفتم که همه از قهرمانان بزرگ دنیا بودند. در کشتی با لس گاچز از نظر داوری کمی سوءتفاهم پیش آمد. از نظر امتیاز جلو بودم. داور امتیازم را بازگرداند. در اعتراض به این مسئله کشتی را رها کردم. این بود که گاچز مرا دوخم کرد و به زمین زد.

    شیرین ترین بردتان فکر کنم شکست رومرو کوبایی بود. درست است؟

    بله! قهرمان جوانان جهان بود.

    در مسابقاتی که در آن سال ها در تهران برگزار می شد، ابراهیموف از آذربایجان را شکست دادید. کشتی سنگینی بود.

    خیلی! چون او و من هر دو گروه سخت و سنگینی را از سر گذرانده بودیم و تعداد قهرمانان مطرح دنیا در آن سال خیلی زیاد بود.

    در مسابقات استانبول چه شد که از مرتضی علی اف داغستانی شکست خوردید؟

    او را دست کم گرفتم.

    هم در المپیک سیدنی و هم در دو، سه مسابقه بعد، از کورتانیدزه شکست خوردید. کورتانیدزه رقیب سرسختی برای تان بود؟

    برای اول شدن به سیدنی رفته بودم اما وقتی از کورتانیدزه باختم کشتی های بعدی را نگرفتم. بعد از آن شایعه درست کردند که پول گرفته و پناهنده شده!

    سال بعد هم در فینال کورتانیدزه نگذاشت طلا بگیرید و نقره گرفتید.

    باز هم باختم. کشتی گیر خوبی بود ولی بردهایش یک- هیچ و دو- یک بود.

    اما در عوض سال بعدش کورتانیدزه را در آتن شکست دادید.

    بله!

    با کدام کشتی گیر در جهان دوست و صمیمی بودید؟

    ما همیشه مثل دشمن به هم نگاه می کردیم. طوری نگاه می کردیم که انگار داریم موقعیت های مان را از همدیگر می گیریم. بحث ملی برایم حیثیتی و ناموسی بود. فکر نمی کردم که زمانی بخواهم با حریفم حتی حرف بزنم.

    با علیرضا حیدری؛ کشتی گیری که تازه پا به عرصه سینما گذاشته

    مهم تری کشتی گیر تاریخ جهان از نظر شما کیست؟

    این طوری نمی توانم بگویم اما آرسن فادزائف و سایتیف را دوست دارم. گئورگیان از کشتی گیران ارمنستان است که الان اسمی از او نیست اما کشتی هایش را خیلی دوست دارم.

    در بین کشتی هایی که گرفته اید کدام کشتی دل نگران تان کرده بود؟

    کشتی گرفتن با کسی که اسم و رسمی ندارد خیلی سخت است. با کشتی گیران خوب خیلی مسئله نداشتم؛ چون باخت و برد آن از من چیزی کم نمی کرد اما کشتی گیران ضعیف تر و درجه دو خطرناک هستند. نگران بودم که به آنها نبازم. کشتی گیر خوب همه چیزش معلوم است و اصلا قانون دارد؛ یعنی تکلیفت معلوم است. می دانی با او چطور باید کشتی بگیری.

     

    کشتی گیر وقتی کشتی می گیرد، مربی ها کنار تشک با داد و بیداد او را راهنمایی می کنند. کشتی گیر در آن هیاهو متوجه راهنمایی های کوچک خود می شود؟

    کشتی گیر معمولا روی تشک چیزی نمی فهمد؛ هیجان و اعصابش اجازه کار دیگری به او نمی دهد. البته اگر چیزهایی را با مربی هماهنگ کرده باشد فرق می کند.

    تعدادی از ورزشکارها وارد سینما شدند. نظرتان درباره ورزشکارانی که وارد سینما می شوند چیست و کدامیک را موفق تر می دانید؟

    فردین را از همه موفق تر می دانم.

    شما هم مثل محمدعلی فردین بعد از کشتی وارد سینما شدید. فکر می کنید علت موفقیت فردین در سینما چه بود؟

    تلاش، کوشش، موقعیت اجتماعی و دانستن این که با مردم چطور باید زندگی کرد. باید بدانی وقتی نقشی در سینما می گیری حضورت در کنار چه کسانی باید باشد. اینها عوامل مهمی است. البته تیپ و قیافه فردین خاص و ویژه بود. بازی اش خیلی متفاوت بود؛ هم بازی اش خوب بود هم به او فرصت بازی خوب می دادند. هنرمند باهوشی بود. نقش هایی که انتخاب می کرد، مهم بودند. مردم ما عاشق پهلوانی و منش جوانمردی و مردانگی هستند. فردین بازیگر این نقش ها بود که ماندگار شد. متاسفانه فیلم هایی که الان ساخته می شود همه پر از دزدی و خیانت است.

    امروز نیاز داریم که از آن مضامین موفق مردم پسند فیلم بسازیم. بچه های ما باید از فیلم ها الگو بگیرند نه این که با دیدن فیلم های کنونی ترس تمام وجودشان را بگیرد. ما داریم با ساخت سریال ها و فیلم ها این فضا را به مردم منتقل می کنیم. در حالی که باید عشق، عاطفه، محبت و موفقیت را به مردم بدهیم. درست است که در جامعه ما مسائل و مشکلاتی هست، اما به همان اندازه خوبی هم هست. باید انرژی خوب به مردم داد. آدم ها وقتی به قالب نقش اول فیلم می روند به تدریج بدل به آن شخصیت می شوند. کمک به یکدیگر را یک هنرمند می آموزند.

    فردین را از نزدیک دیده بودید؟

    بله! یادم است در یک اکران خصوصی قبل از سوختن سینما آزادی او را دیدم. بعد از آن به خانه شان رفتم. آدم خاص و منحصر به فردی بود. وقتی از مسابقات جهانی آنکارا برگشتم، همسرشان برایم گل آورده بود. خیلی شرمنده شدم که ساعت چهار صبح برای استقبال از من به فرودگاه آمده بود.

    با علیرضا حیدری؛ کشتی گیری که تازه پا به عرصه سینما گذاشته

    فیلم های ورزشکاران جدید را دنبال می کنید؟

    می بینم؛ بازی آقای انصاریان را دیده ام. خوب بازی می کند. پژمان جمشیدی خوب بازی می کند. احساس می کنم پژمان و علی نبوغ دارند اما باید زحمت کشید و نمی شود به همین زودی نتیجه گرفت.

    پژمان جمشیدی امسال نامزد سیمرغ در جشنواره شد. باید انتظار داشته باشیم که زمانی برای علیرضا حیدری هم اتفاقاتی از این دست بیفتد؟

    هر کاری بخواهم بکنم، سعی می کنم آن را درست انجام دهم. نمی دانم بعد از آن چه می شود اما همه تلاشم را میکنم. در کشتی مثالی داریم که می گوییم؛ اگر 100 تومان داری، وقتی می روی 100 تومانت را خرج کن بیا. طرف روی تشک می رفت و به یکی می باخت، می گفتیم تو 10 تومان را هم خرج نکردی! نه خسته شدی و نه اذیت! سینما هم همین است.

    گویا گفتید که باید مجسمه طلایی از اصغر فرهادی ساخته شود و میدانی را به نام او کنند. چرا؟

    سینما باید ممنون اصغر فرهادی باشد. او خونی به رگ سینمای ایران تزریق کرد. فرهادی با فیلم هایش باعث پر شدن سالن های سینمای ما شد و تب و تابی در سینما ایجاد کرد.

    شما در زمینه معدن هم فعالیت می کنید. چه شد که وارد این عرصه اقتصادی شدید؟

    این هم ناخواسته پیش آمد. خوشبختانه دو بار هم معدن دار نمونه کل کشور شدم. جالب اینجاست که خبر نداشتم و نزدیک به دو هفته دنبالم می گشتند که بیایم جایزه ام را از دست رئیس جمهور بگیرم.

    کشتی گیرها از قدیم وارد کار فرش می شدند. درست می گویم؟

    فرش برای پولدارهاست (خنده). زیاد فرش نمی شناسم؛ فقط به اندازه فرش هایی که در خانه مان است، می شناسم.

    با علیرضا حیدری؛ کشتی گیری که تازه پا به عرصه سینما گذاشته

    مهم ترین معادن ایران کجاست؟

    کرمان، خراسان و یزد.

    چرا به جای آهن، سمت معدن طلا نمی روید؟

    این هم ناخواسته بود.

    درآمد معدن داری خوب است؟

    کار سختی است؛ یا شما را خوشبخت می کند یا این که ممکن است شما را به خاک سیاه بنشاند. شوخی ندارد. مانند سینما می ماند؛ سه میلیون نفر بدبخت می شوند تا یک سوپراستار دربیاید!

    بازار آهن ایران وابسته به کجاست؟

    ما وابسته به بازار دنیا هستیم. ما تعیین کننده در بازار جهانی نیستیم.

    وضعیت بازار آهن در دنیا چگونه است؟

    الان در افت است.

    بهترین معادن آهن دنیا کجاست؟

    استرالیا و برزیل؛ هر چقدر ما خاک داریم، آنها آهن دارند!

    اهل سفر هستید؟

    خیلی. من بخاطر کشتی زیاد این طرف و آن طرف می رفتم. به آب و هوای کشورهای مدیترانه ای علاقه دارم. هوای مدیترانه ای را خیلی دوست دارم. اگر تعلق خاطری به ایران نداشتم در هوای مدیترانه ای زندگی می کردم.

    مثل چه کشورهایی؟

    ترکیه- که تقریبا هوای مدیترانه ای دارد- یونان و قسمت هایی از ایتالیا.

    تهران چطور؟

    دود دارد.

    به کجای تهران علاقه دارید؟

    خیابان فرشته را از بچگی دوست داشتم، الان هم آنجا زنگی می کنم. البته بیشتر دوره کودکی ام در کرج گذشته.

    اهل خواندن کتاب هستید؟

    زمانی خیلی کتاب می خواندم، الان کمتر می خوانم. در زمینه های مختلف می خواندم؛ تاریخ ادبیات دنیا، دین، فلسفه. رمان های معروف دنیا را خوانده ام. «کمدی الهی» کتاب خوبی است. قبلا هفته ای یک کتاب 400 صفحه ای را تمام می کردم. روزی هشت ساعت می خواندم.

    موسیقی چطور؟

    به موسیقی بی کلام علاقه دارم. امروزه در ایران خوشبختانه گروهی از خوانندگان، خوب می خوانند. قدیم که باشگاه می رفتیم موسیقی «بکوب بکوب» مد بود، الان دیگر اعصاب خردکن است. الان که باشگاه می روم به احترام بقیه واکنشی نشان نمی دهم اما نمی توانم گوش کنم. وجود خواننده در موسیقی اذیتم می کند. به همین خاطر موسیقی بی کلام را دوست دارم.

    خودتان به سمت نوازندگی نرفتید؟

    مدتی به گیتار علاقه داشتم. چند قطعه ای هم نواختم اما الان نه!

    سینما می روید؟

    نه زیاد! شاید در مجموع پنج، شش بار بیشتر به سینما نرفته باشم. خب! داستان خیلی از فیلم های ایرانی را دوست نداشتم. البته الان کمی بهتر شده. در گذشته به خاطر کشتی و مسائل قهرمانی، فرصت چندانی برای سینما رفتن نداشتیم.

    با علیرضا حیدری؛ کشتی گیری که تازه پا به عرصه سینما گذاشته

    علیرضا حیدری در کنار مادرش

    تئاتر چطور؟

    چند تا تئاتر جدی رفتم که خیلی برایم ملموس نبود اما از قدیم خانواده مرا برای دیدن تئاترهای کمدی و شادی می بردند. آن نمایش ها خیلی جذاب و خنده دار بودند.

    به غیر از کشتی به چه ورزش هایی علاقه دارید؟

    اسکی، اسب سواری، کوهنوردی، والیبال و بدنسازی را دوست دارم. بچه که بودم خیلی فوتبال بازی می کردم. الان می ترسم مچ پایم بپیچد. بوکس خیلی آرامم می کند.

    کدام پیست اسکی را دوست دارید؟

    دیزین زیاد می رفتم؛ خیلی پیست خوبی است. پیست های اروپایی را هم تجربه کرده ام. در یک فصل نزدیک به 40 بار پیست می رفتم.

    نگاه تان به انسان چه نگاهی است؟

    انسان ها همه یکی هستند و قابل احترام. نباید آنها را دسته بندی کرد. آدم ها در همه جای دنیا قابل احترام و ارزش هستند. نباید تفکیک جغرافیایی کرد. حتی داخل یک کشور هم نباید مردم را تقسیم کرد.

    حالا که فیلم تان اکران شده، چه انتظاری دارید؟

    دوست دارم مردم فیلمم را ببینند؛ چون احساس می کنم فیلم حرف تازه ای دارد. نه این که چون من در آن بازی کرده ام. من که بازیگر نیستم. شاید از بازی ام خوش شان نیاید اما قصه قشنگی دارد و غرور ملی ایجاد می کند. کسانی که احساس ملی دارند و ایران را دوست دارند، فیلم را ببینند بدون شک لذت خواهندبرد. این فیلم برای جامعه ورزشی و قهرمانان کشور جالب و راضی کننده خواهدبود.

    از اکران فیلم راضی هستید؟

    نه! متاسفانه به فیلم میدان ندادند. اطلاع رسانی درستی در مورد آن صورت نگرفت. انگار تمام هم و غم این است که فیلم نشان داده نشود. فیلم باید دیده شود اما متاسفانه به اندازه ای که باید، به این فیلم سالن سینما نداده اند. در حالیکه درست این بود که 95 سالن سینما به این فیلم اختصاص داده می شد.


    loading...
    نظرات حاوی توهین منتشر نخواهند شد .
    نام:
    ایمیل:
    * نظر:
    loading...