- دوشنبه ۰۹ اسفند ۱۳۹۵
1 روز بیشتر تا برگزاری مراسم اسکار ‌سال ٢٠١٧ باقی نمانده است. این مراسم که از آن به‌عنوان بزرگترین و مهم‌ترین مراسم و جوایز سینمایی دنیا نام برده می‌شود، اما، نه در روزهای منتهی به موعد برگزاری که در تمام ‌سال قلب و ذهن سینماگران سراسر دنیا را به خود مشغول کرده و بی‌شمار پیش‌بینی و گمانه‌زنی را باعث می‌شود.
چند روز بیشتر تا رسیدن به شب اعطای جوایز اسکار نمانده است و اگر «فروشنده» برنده اسکار شود، رکوردی تازه و دست‌نیافتنی در سینمای ایران ثبت خواهد شد.
كارگردان آرتور آراستگيسان اولين فيلم بلند خود را در سال ١٩٩٤به نام «كف‌دست» روانه اكران عمومي كرد، اين فيلم با رويكردي غير آشنا در فرم و اجرا تلاشي است براي به تصوير كشيدن رنج، رنج عظيم و دردناك مردم يك سرزمين، سرزميني عبوس و بي‌حاصل، سرزميني انباشته از كابوس، شبح و مرگ!
ممکن است فکر کنید وقتی یک فیلمنامه نویس به خاطر اثرش نامزد دریافت جایزه اسکار می‌شود، دیگر از دریافت «یادداشت» -همان پیشنهادهای با لحن تند که مسئولان اجرایی استودیوی سازنده فیلم، تهیه کنندگان و بعضی مواقع هم بازیگران در پروسه فیلمبرداری به فیلمنامه نویس می دهند تا در فیلمنامه تغییر ایجاد کند- معاف می شود. اما این تفکر قطعا اشتباه خواهد بود.
نور میان اقیانوس ها پلات درست دارد. فیلمی است از درک سیانفرانس اقتباس شده از رمانی با همین نام نوشته استدمن که اشک ها را در می آورد و با احساسات انسانی بازی می کند.
کمتر کسی است که با دنیای سرگرمی و سینما آشنا باشد و هری پاتر را نشناسد. هری پاتر با کتاب‌های داستانی و سری فیلم‌های خود در جهان شناخته شده است و دارای طرفداران بسیار زیادی است که هرلحظه منتظر خبر از فیلم جدید آن هستند تا باری دیگر با لذت هرچه تمام به تماشای دنیای فانتزی مورد علاقۀ خود بپردازند و خاطراتشان را زنده کنند.
غریبه ای وارد روستایی کوچک می شود و به زودی نوعی بیماری عجیب رواج پیدا می کند. یک پلیس وارد ماجرا می شود و برای نجات دخترش مجبور به حل این معماست.
این‌روزها می‌توانید «ترول‌ها» را همه جا ببینید، موجوداتی که در گذشته‌ای نه‌چندان دور به‌عنوان هیولاهایی دوست‌داشتنی به شهرت رسیده‌اند و اکنون به‌سادگی تمام دنیای مجازی را تسخیر کرده‌اند.
فیلم «دوزخ» با ارجاع به کتاب «کمدی الهی» تماشاگرش را شگفت زده می کند. قهرمان این فیلم به مرور تغییر ماهیت داده است.
همیشه انتخاب بهترین فیلم تا حد زیادی به سلیقه افراد بستگی دارد اما تا آنجا که تجربه نشان داده است، فیلم هایی که براساس بازی ویدئویی ساخته میشوند، انتظارات را برآورده نمیکنند.
«حسابدار» فیلمی سرگرم کننده و پرسود از آب درآمده؛ فیلمی که خیلی مورد توجه منتقدان قرار نگرفته است.
«تنها در برلین»، این درام خوش ساخت از جنگ جهانی دوم اقتباسی از رمان سال 1947 هانس فالادا با عنوان «هر مردی تنها می میرد» است و همه فاکتورهای تولید با کیفیت را در خود دارد. خصوصا اما تامپسون و برندان گلیسون که نقش یک زوج از طبقه کارگر را در برلین بازی می کنند.
در درون همگی ما خصیصه‌‌هایی وجود حضور دارد که گاهی خودخواسته و گاهی بدون هیچ‌گونه کنترلی آن را بروز می‌دهیم. لحظاتی که ما فردی بی‌رحم می‌شویم، لحظاتی که بسیار ناامید هستیم یا لحظاتی که به‌شدت احساس شرم می‌کنیم.
یکی از فیلم‌های قابل‌بحث و خوب این دوره جشنواره، فیلم «ویلایی‌ها»، به کارگرداني منیر قیدی است. خانم قیدی در نخستین فیلم خود به جسارتي ستودنی دست زد و درباره زنان به متن جنگ رفته فیلم خوب و قابل‌تأملی ساخت.
سال های زیادی است که دنیای بازی های ویدئویی میزبان فرنچایزی است که با جمع‌آوری سابقۀ بسیار عالی تا به امروز، به یکی از پرطرفدارترین سری بازی‌های ویدئویی تبدیل شده است. سری Assassin’s Creed دارای پتانسیل بسیار مفید و پرظرفیتی است که یوبیسافت تاحدودی توانسته از آن بهره ببرد و به خوبی از پس ساخت نسخه های متوالیِ آن برآمده.
در کنار تلخ بودن موضوع فیلم‌های جشنواره فجر، داستان بسیاری از آنها به مشکلات زنان می‌پرداخت؛ تا جایی که برخی از خبرنگاران در نشست‌های رسانه‌ای از موضوع این فیلم‌ها به عنوان ضد مرد یاد کرده و نسبت به این روند پرسش داشتند.
به تصویر کشیدن موجودات فرازمینی که در اصطلاح به آنها آدم فضایی‌ می‌گوییم، سال های سال است که در دنیای سینما از آن استفاده می‌شود و از طریق فیلم‌های مختلف، گونه‌های متفاوت و البته تخیلی آن‌ها را دیده‌ایم که گاهی اوقات کسی پیدا می‌شود در میان تمام کلیشه‌ها مقداری نوآوری به خرج دهد و تصویری کاملا جدید از آدم فضایی‌ها خلق کند.
حکایت کمدی های جشنواره جالب توجه است. فیلم هایی که معمولا هر سال در صدر انتخاب های مردمی قرار دارند و خیلی مورد توجه داوران نیستند و به قولی جدی گرفته نمی شوند.
سینمای انگلستان و در معنای وسیع آن سینمای بریتانیا؛ گنجینه‌ای قدیمی و گرانقدر از تاریخ هنرهفتم به شمار می‌آید.
فقط با شنیدن اسم داستان رنسون ریگز، خانه خانم پرگرین برای بچه های عجیب و غریب به ذهن می‌رسید که حتما فیلمش را باید تیم برتون بسازد. با کمی اطلاعات درباره خط داستانی هم این حدس قوت می‌گرفت.
آخرین اخبار