مجله اینترنتی کمونه|خبری|سلامت|سبک زندگی|

داستان غم‌انگیز است. صحنه تاریک هم قصه ‌را غم‌انگیزتر می‌کند. جایی آن بالا، در بالاترین نقطه، نقطه‌ای نورانی بخشی از صحنه پلکانی را روشن می‌کند و مابقی صحنه، تاریک‌تاریک است. شاید این صحنه تداعی‌کننده ذهن باشد. ذهن من، ذهن تو و شاید هم ذهن جامعه.
نقد نمایش «گم و گور» به کارگردانی امیر مهندسیان
کشمکش انسان با واقعیت انکارناپذیر مرگ، از بدو پیدایش تئاتر مورد توجه نمایشنامه نویسان بوده و بر مبنای این موضوع آثار درخشانی نوشته و اجرا شده است.
سیدمحمدمساوات، یکی ازبرگ‌های برنده نسل جوان تئاترنوین ایران است. این نمایشنامه‌نویس وکارگردان جوان بااجراهای کم‌نظیر و تاثیرگذارش موفق شده است فرم را درتئاترمابه مسیر جدیدی بکشاند.
این پازل روایی البته انبوهی جزئیات گیج‌کننده دارد که بی‌شک در یک‌بار دیدن از دست می‌رود یا سخت می‌توان همه آنها را به خاطر سپرد تا بعد از اجرا بتوان با فراغ بال این قطعات را برای دست‌پیدا‌کردن به آن تصویر گشتالتی نهایی کنار هم چید.
سعید چنگیزیان 20 سال است که در تئاتر بازی می‌کند. در مقایسه با هم‌دوره‌ای‌هایش او کمتر به سینما و تلویزیون روی خوش نشان داده و همه این سال‌ها به گروه تئاتر و قوانین آن پایبند بوده، اما در آستانه 40سالگی می‌خواهد مسیر خود را عوض کند؛ می‌گوید می‌خواهد بایدی برای او وجود نداشته باشد و نقش‌هایش را به دلایلی که خود دوست دارد،
سیامک احصایی کارگردان نمایش «آکواریوم» معتقد است که انسان معاصر روز به روز تنها‌تر می‌شود و این موضوع خطری بیشتر از بیماری سرطان دارد. او می‌گوید: «آکواریوم» از دل همین تنها بودن در جهان پیشرفته امروز شکل گرفته است.
نمایشنامه کوکوی کبوتران حرم نوشته علیرضا نادری از نمایشنامه نویسان برجسته تئاتر ایران است که در حوزه متون اجتماعی قوی و پر مایه جای می گیرد.
در سال‌های اخیر بیشتر انرژی تئاتر این مرزوبوم را حرکت به سمت و سوی تئاتر خصوصی و البته تئاتر تجاری به خود معطوف کرده است و تمام دستاوردهای چند وقت اخیر این عرصه از احداث و تأسیس سالن‌های گوناگون خصوصی تا ایجاد تنوع مضمونی در نمایش‌های روی صحنه در راستای رسیدن به این هدف اولیه بوده است.
گروه گاراژ سال‌هاست در بافت فرهنگی- اجتماعی ویژه‌ای دست به تجربه می‌زند. این گروه تئاتری، زیست‌بومی به نام قم را برای تلاش‌هایشان برگزیده‌اند؛ مکانی که به واسطه فضا و اتمسفر خاصش، تصویری کاملا متفاوت از کلیت ایران برایش می‌توان تصور کرد.
آیدین آغداشلو، سیمای یک روشنفکر را دارد؛ این نقاش ایرانی مهاجر قفقاز، در سالیان عمر هفتاد و چند ساله‌اش اهل یکجا‌نشینی نبوده و مدام ساحت‌های مختلف کار خلاقانه را تجربه کرده است؛ گاهی نوشته، گاهی پوستر طراحی کرده، گاهی هم سخنرانی داشته و خودش را بیش از هرچیز سخنران خوبی می‌داند.
تجربه اجرائي جديد «محمد مساوات» مي‌تواند موافقان و مخالفان بسياري داشته باشد اما هيچ‌يک نمي‌توانند حضور اين نويسنده و کارگردان جوان تئاتر را به عنوان يکي از نشانه‌هاي تئاتر دهه ٩٠ ايران انکار کنند.
نمایش «ماراتن» به کارگردانی آرش‌عسکری، این روزها در تماشاخانه «دا» روی صحنه است. این نمایش موضوع جالبی دارد که تا اندازه ای می توان آن را موضوعی تازه در تئاتر ایران به شمار آورد.
یک خانواده به مناسبت ورود پسر کوچکشان، اشکان، مهمانی ترتیب داده اند، چرا که اشکان بعد از چهار سال از مالزی برگشته و لیسانس گرفته و خانواده می خواهد این مسئله را به همه بگویند.
«قندخون» اثر تازه لیلی عاج نیز به وضع کارگران می‌پردازد. کارگران کارخانه قند ورامین که حالا بیشتر از یک‌سال از تعطیلی آن می‌گذرد. در قصه عاج صحنه‌هایی را روایت می‌کنند که غم‌انگیز است اما درعین‌حال واقعیت امروز جامعه ما را به تصویر می‌کشند.
نمایش «تور عروسی مامان» به نویسندگی و کارگردانی مریم منصوری، داستان دو خواهر با دو نگاه متفاوت در بستر حوادث ٢٨ ژانویه ٢٠١١ مصر است که در پلاتو اجرای مجموعه تئاتر شهر روایت می‌شود.
«زبان تمشک‌های وحشی» که این روزها در تماشاخانه پالیز به کارگردانی شیوا مسعودی و با بازی صابر ابر، الهام کردا و علی شادمان روی صحنه می‌رود نیز با نگاهی به برج بابل، پیوندی دیگر با اساطیر برقرار کرده است.
در این روزگار بیش از اینکه تعزیه دیده باشیم، نامش را شنیده‌ایم و شناخت زیادی از آن نداریم، در این نوشته اطلاعاتی را از این هنر سنتی بدست می‌آورید.
تئاتر ايران به سرعت در حال پوست‌اندازي است و فارغ‌التحصيلان پرتعداد دانشگاه‌ها رفته رفته راه خود را به صحنه‌ها و سالن‌هاي حرفه‌اي بازمي‌كنند. در اين شرايط كارگردان‌هاي جواني مانند نصير ملكي‌جو به همين سرعت و با گذشت ٧ يا ٨ سال از آغاز فعاليت، خود را در زمره كارگردان‌هاي يك نسل قبل‌تر مي‌بينند؛
نامی که بهرام بیضایی برای شخصیت اصلی «آینه‌های روبه‌رو»اش برگزیده «نزهت» است، یعنی پاکدامنی؛ داستان در دو زمان می‌گذرد: سال ۵۷: فاجعه قلعه، خانه‌ها آتش گرفته و زنان ساکن آنجا افتاده‌اند زیر دست‌وپای «مشتری‌های دیروز و متظاهرهای امروز».
شب‌های شلوغ نمایش بنگاه تئاترال در تماشاخانه سنگلج فرصت خوبی بود تا سراغ هادی مرزبان برویم؛ هنرمند پر سابقه تئاتر ایران كه در طول گفت‌و‌گو با ما از عشق خود به تئاتر و دلبستگی‌اش به صحنه گفت.
آخرین اخبار